فضای آخر

گاهنوس های مهدی مهربان

جسارت یا استقامت

بدون دیدگاه

چند وقت پیش یکی از دوستام این صورت مسئله رو مطرح کرد که:‌

افرادی که موفق می شوند یا جسارت دارند یا استقامت

و با این صورت مسئله بهم پیشنهاد کرد که درباره ی راه های زیاد شدن استقامت بنویسم منم قبول کردم و این شد که این پست خلق شد.

اولش حرف دوستم رو قبول نداشتم و نیاز داشتم یه جور خودم رو قانع کنم تا اینکه مثال دو تا استیو به ذهنم رسید و دیدم اره بد بیراه هم نمی گه ولی قانع نشدم که یکی از این ها باعث موفقیت می شه بلکه به دید من این ها مکمل هم هستن ولی در دنیای بیرون از ما یکی از این ها نمود پیدا می کنه و معرف شخصیت ما می شه مثلا اگه استیو جابز بعد از شکستش بلند نمیشد دیگه اون ادمی که ما می شناسیم نبود یا استیو وازنیاک اگه جسارت این رو نداشت که آرزوی داشتن یک کامپیوتر شخصی رو تو سرش داشته باشه ما اون رو هم نمی شناختیم البته حرف با قطعیت زدن درست نیست ولی موضوع اصلی نمود این ویژه گی ها در دنیای بیرونه. این طوری بود که خودم را قانع کردم و استارت کار رو زدم.

من خودم کلا آدمی هستم که دنبال ساده ترین راه ها برای رسیدن به هدفش بود پس فکر نکنید منم این چیزایی‌رو که می گم تو خودم دارم منم دارم یاد می گیرم و چیزایی که تو ذهنم دارم رو می گم و اول از همه این رو به خودم می گم و دوم به خواننده ای که اگر دوست داشت از این نوشته برای خودش چیزی برداره پس در درجه اول شک کنید به گفته های من و در درجه دوم جایی اگر نظری داشتید حتما بهم بگین .. .

خوب بریم سراغ خواسته ی دوستم یعنی چه طور باید استقامت خودمون رو بیشتر کنیم به دید من برای این کار میشه چیزایی زیادی رو ذکر کرد و هر کسی هم می تونه کلی نکته بگه ولی به دید من اولین و مهم ترین راه برای این که تسلیم نشیم اینه که کاری رو که دوست داریم انجام بدیم .

انجام دادن اونچه که دوسش دارین

خیلی اتفاق افتاده که گذر زمان رو از دست دادم چون مشغول کاری بودم که دوسش داشتم، هر کسی حتما این اتفاق براش افتاد اگه این طور نیست پس باید گشت و کاری رو که که حتی زمان رو براش گم می کنید پیدا کنید، حتما می گین من دوست دارم بشینم و تلویزیون نگاه کنم و این کار باعث میشه هر روز چاق تر از دیروز بشم درسته ولی بازم من می گم کاری رو که دوست داری انجام بده ولی برای خودت یه شرط قبل از شروع کردن به دیدن فیلم باید چند تا شنا برم یا اگر امروز به جای دو نات خوشمزه ام ، تونستم سالاد فصلم رو بخورم می رم و قسمت ده از فصل بیست سریال سیب های نشسته رو از نات بی او می بینم این قانون رو تو کتاب خرده عادت ها خوندم چیزای باحال زیاد می گه نویسنده تو کتابش و به دیدم، میشه به عنوان کتابی که می تونه کمک حال ما هم باشه بهش نگاه کرد خوب زیاد حاشیه نریم بگذریم .. .

نترس از اینکه کار بعدیت چیه

چند روز پیش دفاع پایان نامه ام بود بعد دفاعم استاد داورم حرف قشنگی بهم زد گفت:

مهربان طوفانی شروع می کنه ولی پشتش که باد بخوره دیگه معلوم نیست بگرده.

نگاه کردم دیدم حرف قشنگیه و کاملا درست میگه با خودم نشستم وفکر کردم و گفتم یعنی اشکال کار کجاست و به این نتیجه رسیدم که من بیشتر وقت ها از تموم کردن یه کار می ترسم چون نمی دونم بعد اون چه کاری رو شروع کنم در حالی که این دید کاملا اشتباهه زندگی فرصت های زیادی جلو روی آدم می زاره یه عده هستن که می گن اخ جون چالش جدید برم تو کارش تا سریع تموم شه دسته دوم می گن هوففف بازم یه مشکل دیگه دیگه … دسته ی سومی ها می گن اره این یه چالش جدید باید حلش کنم ولی من که هنوز اون کار قبلیم رو تموم نکردم پس سریع می ره پی اون تا اون رو تموم کنه فرصت این کار رو از دست داده حالا اون کار قبلی رو هم فقط می خواد تموم کنه . من تو دسته ی سوم جا می گیرم، اینجاس که آدم همیشه یه پله از فرصت بعدی عقب می یوفته پس نترس از اینکه بعد این باید چه کاری بکنی کار بعدی خودش پیدا میشه من بهت قول می دم.

رو عادت هات کار کن

یاد دو تا کتاب افتادم یکیش قدرت عادته و اون یکی عادت های اتمیه (البته ترجمه ای که من خوندم ازش کتاب رو خرده عادت ها نام گذاری کرده) هر دوشون تو ژانر خودشون عالین و جای خوندن داره نمی خوام زیاد ازشون بگم ولی به دیدم خوندنشون خالی از لطف نیست و می تونی کمکمون کنه خوب بگذریم ازشون زیاد حاشیه نریم که زود بتونیم بریم سراق کارامون .. ..

خیلی از عادت هامون طوری شکل گرفتن که ما رو از چیزایی که می خوایم بهشون پایبند بمونیم دورمون می کنن مثلا من هر وقت از چیزی ناراحتم دوست دارم مشغول خوردن هله هوله شم و این می تونه من و از استقامتی که برای رسیدن به وزن مورد علاقه ام داشتم دور کنه پس باید چی کار کنم به دید خودم بهتره یه کم عادت های بدمون رو پیدا کنیم و یه دستی روشون بکشیم دورشون بندازیم یا درستشون کنیم و یا اینکه برین سراغ خلق کردن عادت ها جدید تو وجودمون این دو تا کتابی که گفتم هم می تونن کمک های خوبی باشن برای این کار .

اگه همراه نداری همراه خودت باش

یادم می یاد وقتی می خواستم باشگاه رو شروع کنم سختم بود که تنهایی پاشم و برم باشگاه تا اینکه یه همراه برای خودم پیدا کردم البته بیشتر اون من و برای همراهی خودش پیدا کرده بود ولی مهم اصل همراهیه اگه بتونی برای کار خودت همراه پیدا کنی خیلی خوبه اما بترس از روزی که همرات یه روز باشگاه باهات نیاد اون وقته که تو هم می گی اشکال نداره بزار باس فردا مثل دویدن من و دوستم میشه اون منتظر که من خبرش کنم و منم منتظرم که اون خبرم کنه این طوری هر دو یه بهانه قشنگ داریم اون یکی …

همراه خوبه ولی بهترین همراه خود آدمه بهتره همیشه همراه خودت باشی باید راه هایی پیدا کنی که بتونه بهت انگیزه بده دوست داشتم این موضوع رو تو یه زیر عنوان دیگه بگم ولی خوب زیاد نمی خوام طولانی بشه این پست پس همینجا می گم، سعی کن کارت رو به هدفی گره بزنی که دوسش داری یا برات مفیده و به واسطه ی اون به خودت انگیزه بده و هر روز سعی کن از خود دیروزت بهتر بشی این طوریه که می تونی از چیزی که ساختی خوشحال باشی . هیچ وقت قدرت قدم های کوچک رو دست کم نگیر اگه هر روز یه 0.1 درصد بهتر دیروز باشی تو یه سال می تونی 36.5 درصد از آدمی که سال قبل بودی بهتر باشی .

حرف آخر

حس می کنم فهمید که زیاد سعی کردم این نوشته زود جمع بشه خوب ببخشید واقعا ادامه دادن برام سخت بود شاید باورش سخت باشه ولی نوشتن همین ها هم برای نزدیک به یک ماه زمان برد نه اینکه نوشنش سخت باشه بلکه برام غلبه بر این مقاومتی که جلوی نوشتم رو می گرفت سخت بود خلاصه خیلی چیزا میشد گفت ولی گفته نشد مثل خیلی کتاب ها که میشد نوشته بشه و هنوز نشده مهم اینه که آدم شروع به نوشتن کنه من این ها رو گفتم اگه تو هم حرفی برای گفتن داری پس شروع کن به نوشتن منم حتما می خونمش. 🙂



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *